بستن تبلیغات

هفته شمار شیرین بارداری

خاطرات مهدیسم

خاطرات مهدیسم

منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نباش !

اشکهایت را با دستهای خودت پاک کن !

که همه رهگذرند تو این دنیا !

 

دختر که باشی می دونی اولین عشق زندگیت پدرته

دختر که باشی میدونی محکم ترین پناهگاه دنیا آغوش گرم پدرته

دختر که باشی میدونی مردانه ترین دستی که میتونی تو دستات بگیری

و بعدش دیگه از هیچی نترسی دستای مهربون و گرم پدرته .....

دختر که باشی میدونی همه دنیا پدرته ....

دختر که باشی میدونی هر جای دنیا که باشی چه کنارت باشه چه نباشه

قویترین فرشته نگهبان زندگیت پدرته

[ دوشنبه 8 آبان 1391 ] [ 12:06 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : ]

[ ]

هفته 39

سلام دختر نازم  به سلامتی هفته رو با هم گذروندیم . هنوز باورم  نمیشه که فردا میبینمت نمیدونم چرا مدام تو فکرم و گریه میکنم و فکرای بدی میاد تو سرم البته خیلی ذوق دیدنت رو دارم ها و خیلی تصورات شیرینی ازت تو ذهن دارم و از تک تکشون لذت میبرم ولی مامانی واقعا نمیدونم چرا اینطور شدم . از سه شنبه تا حالا دردهای خیلی بدی اومده سراغم بعضی هاش واقعا نفسم رو میبره دکتر میگفت وارد دردهای زایمانی شدی و خیلی حواست باشه و آماده باش تا ببینیم چی میشه. دخترم تو کلوپ مامانای بهمن ماه سال 91 شرکت میکنم باورت نمیشه تو این روزا هی نینی های جدید متولد میشن و یه حس خاصی بهم دست میده برای دیروز 3 تا زایمان داشتن و امروز 2 تا برای فردا هم انشاالله شمایی فعلا تا ببینیم کسی اضافه میشه یا نه. مامانی شب به امید خدا میام و پست آخر بارداری رو میذارم تا بعد انشاالله با عکس نازت و خاطره زایمانم بیام .


080.gif

[ يکشنبه 1 بهمن 1391 ] [ 12:31 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

36 هفتگی عشقم دختر گلم

سلام ناز گل مامان خوبی عسلم به سلامتی هفته با هم بودیم

و دیگه مدت کمی مونده تا بیای بغلم و روی ماهت رو ببوسم . هفته گذشته رفتم پیش خانم دکتر تا برگه بیمارستان رو بگیرم و دکتر بعد از شنیدن صدای قلب شما و چک کردن وزن و فشارم کمی حساب کرد و بهم گفت 4 بهمن بیا برای زایمان و من در کمال تعجب گفتم مگه نگفتید که هفته آخر دی ؟ که گفت نه اشتباه شده 4 بهمن بیا !!!!!!!!!!! و چون بابایی و مامانی میخوان 3 بهمن برن مکه با کلی خواهش قبول کرد که شما رو 2 بهمن بدنیا بیاره . پس تاریخ تولد شما میشه 2 بهمن البته اگر عجله ای برای زود بدنیا اومدن نداشته باشی 6 روز بعدش هم تولد منه .هوراااااا من و دخترم بهمن ماهی شدیم . دکتر اجازه رنگ و مش رو بهم نداد و گفت دو سه روز قبل زایمانت میتونی انجام بدی . تو این هفته میرم سونو تا روی ماهت رو ببینم گل خوشگل من.


[ شنبه 9 دی 1391 ] [ 23:29 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

34 هفتگی

سلام عسلم خوبی مامانی قربون اون دست و پا زدنت برم ممن که هر وقت صدای زنگ موبایل میاد کلی ورجه وورجه میکنیم و مامان رو به خنده میندازی. خوشگل من   هفته شد که با هم همسفریم و تنها 4 هفته دیگه روی ماهت رو میبینم انشاالله . چشم انتظارتم گلم خواهرت بیشتر . راستی دو هفته دیگه تولدزبانکده محصل محدثه ست دیروز رفتم براش کادو گرفتممحصل آخه پشت ویترین یه مغازه یه گوی موزیکال که توش دو تا عروسک بود دیده بود و دوستش داشت بهم میگفت مامان من آرزومه یه روز تو اون رو برام بخری محصلو من هم دیروز وقتی محدثه رو گذاشتم کلاس زبان و برگشتم خریدمش میدونم کلی ذوق میکنه عاشقشم.


[ يکشنبه 26 آذر 1391 ] [ 7:56 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

33 هفتگی فندقم


سلام فندقم خوبی گل من

به سلامتی و میمنت هفته از زندگی فرشته مهربون من تو دل مامانی میگذره و نهایت تا  هفته دیگه تو بغلمی . هم خوشحالم از اومدنت و هم نگران از خیلی چیزها ولی بیشتر خوشحالم و روزها رو برای دیدنت میگذرونم . کار نقاشی اتاقت رو شروع کردم و تا حدودی اونی که میخواستم شده بابایی هم خوشش اومده و به امید خدا یکی دو روز دیگه تمومه .


[ يکشنبه 19 آذر 1391 ] [ 1:18 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

32 هفته شیرین

سلام دختر نازم فرشته کوچولوی مامان  هفته به خیر و خوشی و به شیرینی عسل گذشت شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ  و فقط و فقط 6 هفته دیگه میتونیم شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآانشاالله وجود نازنینت رو در آغوش بگیریم بیصبرانه منتظر اون روزم. ماشاالله کمی سنگین تر شدی . شبها خیلی سخت میتونم بخوابم با اینکه طی روز کارم زیاده شکلک های رمیــ ـنآ و شب خسته میشم باز هم سخت میتونم بخوابم ولی با حرکتهایی که میکنی شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآ تمام این سختی ها رو از یاد میبرم و عاشقانه به استقبال فردا میرم شکلَــَک هآی رّمیـــ ـنآفدات بشم مامانی . به محدثه قول دادم اتاقتون رو زودتر تمیز کنمشکلک های رمیــ ـنآ و پرده رو بشورم و باشکلهای مختلف نقاشی کنم تا آماده ورود تو باشه و با یه اتاق شادتر به استقبالت بیایم که اون رو هم به امید خدا زودتر انجام میدم .


[ يکشنبه 19 آذر 1391 ] [ 1:19 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

31 هفتگی نازگلم

سلام عسلم نازگلم خوبی عشق من

مامانی خیلی خوشحاله که الان هفته شده که  مهمون دل مامانی به امید خدا 7 هفته دیگه مونده  که قدم تو زندگی ما بذاریFree Hello Kitty Smileys خیلی منتظر اون روزمmade by Laie . هفته گذشته هفته خیلی بدی بود برام .این چند روز هم غذای نذری خوردم که انشاالله روی شما تاثیر داشته باشه   الان بهترم توصیه های دکتر رو جدی تر گرفتم منتظر هفته دیگه هستم تا صدای قلب مهربونت رو بشنوم  دو روزه که احساس بهتری دارم و به چیزهای خوب فکر میکنم تقریبا بارداری سختی داشتم البته شما اذیتم نمیکردی شرایط بدنی من به هم ریخته بود در مورد روز زایمان با خانم دکترم صحبت کردم که مدام میخندید و بهم گفت که اگر شرایط مساعد باشه هفته آخر دی ولی گفت تو آمادگی زودتر رو داشته باش تا ببینیم خدا چی میخواد .تولد محدثه 16 دیماهه شما هم دیماه هستی منم بهمن ماهم هر سه مون متولد زمستونیم هوراااااااااا

            

[ يکشنبه 19 آذر 1391 ] [ 1:18 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

30 هفتگی دخر نازم

سلام عسل مامان جیگر من مبارکه یک هفته بزرگتر شدی هفته شد که همراه مامانی و انشاالله 8 هفته دیگه تو بغل مامانی الان که دارم مینویسم تند تند داری سکسکه میکنی و لگدهای محکم نثار دل مامان میکنی امروز صبح یه اتفاق جالب افتاد تازه از خواب بیدار شده بودم محصل
ولی شما هنوز لالا بودی که محدثه اومد دهنش رو گرفت کنار دل من و گفت سلام صبحت بخیر خواهری که یهو یه لگد خیلی خیلی محکم زدی طوری که دل مامانی  خورد تو دهن محدثه اونم خیلی خوشش اومد و هی باهات حرف زد و تو هی با لگدهات جوابش رو دادی خلاصه  محدثه خیلی لذت برد و هی میخندید و برای من هم خیلی با هیجان بودFlower دوستتون دارم


[ يکشنبه 19 آذر 1391 ] [ 1:18 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

29 هفتگی

سلام عسل مامانی  هفته شد که همراه مامانی با غم و شادیم شریک هستی همنفسمی 9 هفته دیگه مونده بیای بغلم وقتی به این فکر میکنم که تا دو ماه دیگه و شاید کمتر همراه مامانی هم از ته دلم خوشحال میشم و لحظه شماری میکنم هم یه غم بزرگی میاد تو دلم . این روزها دیگه دارم بیشتر از قبل سنگینتر میشم و دردهای بیشتری به سراغم میاد و اذیت میشم ولی به خاطر روی ماه تو و اون حس مادری تحملشون میکنم دیگه باید دو هفته یکبار برم دکتر وضعیتمون رو چک کنه میبوسمت عشق من

[ يکشنبه 21 آبان 1391 ] [ 13:38 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

28 هفتگی فندق مامان

سلام فندق مامان خوبی دخترکم ما وارد هفته شدیم و به سلامتی هفته دیگه تا دیدار ما باقی مونده . دیروز با بابایی داشتیم برای اسم تو تصمیم میگرفتیم که از بین اسمها از اسمهای مانیا یعنی علاقه بسیار زیاد و مرسانا یعنی هدیه خداوند و مهرسا یعنی مانند خورشید و مهسان یعنی مانند ماه زیبا و مهدیس یعنی شبیه ماه بسیار زیبا و سفید خوشمون اومد که قرار شد روی اینها فکر کنیم و یکی رو انتخاب کنیم که به نظرمون مهدیس به اسم محدثه بیشتر شباهت داره حالا هر روز به یه اسم صدات میکنیم تا یکیش رو انتخاب کنیم .

[ يکشنبه 19 آذر 1391 ] [ 1:19 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

27 هفتگی تربچه

سلام پری نازم تربچه کوچولو به سلامتی وارد هفته

شدیم و 11 هفته تا دیدار ما زمان باقیست هنوز بابایی برات اسم انتخاب نکرده خاله مریم میگفت من اسم مهسان رو خیلی دوست دارم بذارید مهسان ولی از اول هم با بابایی قرار گذاشته بودیم بچه دوم رو اون اسمش رو بذاره و من هم به قرارمون احترام میذارم و منتظر میمونم تا انتخاب کنه ولی دوست دارم زودتر بدونم چی میذاره اونم ناقلا نمیگه خیلی بده مگه نه .


[ يکشنبه 14 آبان 1391 ] [ 13:34 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

26 هفتگی خانومی

سلام پرنسس کوچولوم ما به سلامتی و خوشی وارد هفته   شدیم و 12 هفته تا دیدار ما باقی مونده . هفته سختی رو پشت سر گذاشتیم مامانی سرما خوردگی سختی گرفته بودم و مجبور شدم آنتی بیوتیک مصرف کنم  خدا کنه ضرری برای تو نداشته باشه . امروز رفتم تست دیابت و الان خیلی خسته ام 3 بار اینهمه پله رو رفتم پایین و اومدم بالا یک بار دیگه هم باید ساعت 4 برم دنبال محدثه و ببرمش آموزشگاه به امید روزی که باهم بریم دنبال خواهری که ذوق کنه . محدثه یه کار بامزه که میکنه اینه که میاد دست میذاره رو دل من و میگه بیسیم بیسیم از محدی به خواهری از محدی به خواهری - خواهری به گوشی حالت خوبه دوستت دارم و تو یه لگد محکم میزنی کف دستش و اون قهقهه میزنه و کلی میخنده قربون دخترای گلم برم . راستی خاله سهیلا بهم گفت وقتی تو به دنیا میای مسئولیت بردن و آوردن محدثه رو به عهده میگیره و من کلی خیالم راحت شد به امید روزی که اونم ازدواج کنه و نینی بیاره و ما محبتهاش رو جبران کنیم.


[ يکشنبه 30 مهر 1391 ] [ 13:19 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

25 هفتگی خانومی

سلام عشق من

مبارکت باشه گل مامان که هفته شده که تو دل مامانی اگر سر وقت بدنیا بیای انشاالله 13 هفته دیگه بیشتر نمونده و مامانی تا اون روز بیتاب و بیقرار منتظرت میمونم . جمعه با بابایی و محدثه رفتیم کلی برات خرید کردیم دیگه چیزهای کمتری مونده تا تهیه کنیم مثل تخت و رختخواب و دو سری لباس سایز صفر و یه کلاه بقیه رو آماده کردیم و البته یک سری وسیله مثل کریر کالسکه روروئک تاب آغوشی رو هم از وسایل خواهرت استفاده میکنیم با عرض پوزش .حسابی سرما خوردم و چون نمیتونم دارو استفاده کنم حالم خیلی بده .

 

[ يکشنبه 23 مهر 1391 ] [ 13:53 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

24 هفتگی خانم گل

سلام خانم خانوما روز جهانی کودک مبارک

ما وارد هفته از زندگی دونفرمون شدیم و 14 هفته دیگه به امید خدا باقی مونده سعی کن خوب تو دل مامانی رشد کنی تا بعد بدنیا اومدنت مشکلات کمتری داشته باشیم.

مدرسه محدثه امروز جشن ورود به پیش دبستانی گرفته بود منو عشقمو ما تازه از جشن برگشتیم دارم شام آماده میکنم تا برم دکتر وضعیتمون رو چک کنه دوستت دارم گل دختر من

[ يکشنبه 16 مهر 1391 ] [ 17:03 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

23 هفتگی خانومی

جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

 

سلام نینی نازم خدا رو شکر احساس میکنم که خوبی چون یه وقتهایی داری دل مامانی رو از جا در میاری چیکار داری میکنی عزیزم خیلی بلا شدی ماشاالله .

یه هفته دیگه از زندگی مشترکمون گذشت و وارد هفته شدیم گلم و 15 هفته تا دیدار ما مونده خدا کنه روزهای آخر رو بتونم راحت تحمل کنم . اینقدر که اطرافیان گفتن بهم بچت پسره یه جورایی به شک افتادم منتظرم دکتر یه سونو دیگه انجام بده نکنه اشتباه شده باشه ؟ عاشقتممممممم

 

[ دوشنبه 10 مهر 1391 ] [ 11:38 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

22 هفتگی دختر نازم

عزیز دلم ما وارد هفته شدیم هورررررااااا 16 هفته تا دیدار ما باقی مونده .

عزیز دلم لگدهات خیلی محکم شده و دل مامانی رو تکون میدی

 

 

جمعه با دوستای بابایی و عمه های من و عمو های من و مامانینا رفته بودیم پارک سرخه حصار خلاصه که همه میگفتن بچت پسره و من هم لو ندادم که دختری عمه هم سرم نمک ریخت که به روش خودش تشخیص بده که بهم گفت پسره چون بالای لبت رو دست کشیدی و من کلی تو دلم خندیدم بهشون Yahکه همشون اشتباه میکردند . دکتر سونو هم با شک بهم گفت دختری چون پاهات رو باز نمیکردی و دکتر هم با زحمت زیاد تونست ببینه نکنه پسر باشی آخه من برات لباس دخترونه خریدم .


[ دوشنبه 10 مهر 1391 ] [ 11:38 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

21 هفتگی گل دخترم

سلام نازدونه من سلام دردونه مامان خوبی

به سلامتی ما وارد هفته شدیم و 17 هفته تا دیدارمون باقی مونده هورا

دیروز برای محدثه یه جشن کوچولوی ورود به پیش دبستانی گرفتیم شکلک میس هآنیچون ثبت نامش کردم خیلی ذوق میکرد- شکلک میس هآنی براش کیک گرفتم و شام هم رفتیم بیرون خیلی خوش گذشت شما هم تو دل مامان حسابی پای کوبی داشتی -آخر شب هم رفتیم پارک و محدثه کلی بازی کرد .

[ يکشنبه 2 مهر 1391 ] [ 15:31 ] [ مامان نسرین ]
[موضوع : هفته شمار شیرین بارداری]

[ ]

صفحه قبل 1 2 صفحه بعد