مهدیسمهدیس، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 24 روز سن داره

خاطرات مهدیسم

وسایل خانوم خوشگله

امروز میخوام عکس تعدادی از وسایلت رو بذارم تا یادگاری برات بمونه . دیروز من و بابایی از طرف شما رفتیم برای محدثه هدیه خریدیم تا وقتی بدنیا اومدی انشاالله بهش هدیه بدی قربون دخترای گلم برم عاشقتونم این قنداق فرنگیته عزیزم توش لالا کنی و خواهری رو ببریم مدرسه و بیاریم و مهمونیهای شاد بریم     این هم سرویس خوابته گلم البته گهواره زیبات هم جمع شده تو کارتونه به امید روزی که توش بخوابی و خوابهای رنگی و شیرین ببینی و اینها هم چند تا سرهمی به خوشی بپوشی نازم و لباسهای نخی راحتی لباسهای مهمونی اولی به سلیقه دایی علی و دومی سلیقه محدثه جونه اینهم کلاه زمستونی تا سر خوشگلت سرما نخ...
6 آبان 1391

سونوگرافی

دیروز پنج شنبه صبح به همراه خواهری رفتیم سونو ولی سونوگرافی مجهزی نبود نمیدونستم وگر نه نمیرفتم مانیتور بزرگ نداشت که بتونم ببینمت و خانم دکتر خودش وضعیتت رو بررسی میکرد و البته محدثه زرنگ تونسته بود از مانیتور دکتر ببینه و بعد برام تعریف کرد دکتر میگفت انگشتهای خوشگلت رو روی سرت گذاشته بودی و  محدثه میگفت مثل ایکیوسان فکر میکردی که وقتی تعریف میکرد من و بابا مرده بودیم از خنده و دیگه این که میگفت چرخیدی و سرت در وضعیت پایینی قرار گرفته که نشونه خوبی نبود وزنت هم 820 گرم بود و حسابی داشتی ورجه وورجه میکردی . با بابایی رفتیم امروز باقی وسایلت شامل لحاف و تشک و قنداق فرن...
5 آبان 1391

26 هفتگی خانومی

سلام پرنسس کوچولوم ما به سلامتی و خوشی وارد هفته    شدیم و 12 هفته تا دیدار ما باقی مونده . هفته سختی رو پشت سر گذاشتیم مامانی سرما خوردگی سختی گرفته بودم و مجبور شدم آنتی بیوتیک مصرف کنم  خدا کنه ضرری برای تو نداشته باشه . امروز رفتم تست دیابت و الان خیلی خسته ام 3 بار اینهمه پله رو رفتم پایین و اومدم بالا یک بار دیگه هم باید ساعت 4 برم دنبال محدثه و ببرمش آموزشگاه به امید روزی که باهم بریم دنبال خواهری که ذوق کنه . محدثه یه کار بامزه که میکنه اینه که میاد دست میذاره رو دل من و میگه بیسیم بیسیم از محدی به خواهری از محدی به خواهری - خواهری به گوشی حالت خوبه دوستت دارم و تو یه لگد محکم میزنی کف دستش و اون قهقهه میزنه ...
30 مهر 1391

25 هفتگی خانومی

سلام عشق من مبارکت باشه گل مامان که هفته شده که تو دل مامانی اگر سر وقت بدنیا بیای انشاالله 13 هفته دیگه بیشتر نمونده و مامانی تا اون روز بیتاب و بیقرار منتظرت میمونم . جمعه با بابایی و محدثه رفتیم کلی برات خرید کردیم دیگه چیزهای کمتری مونده تا تهیه کنیم مثل تخت و رختخواب و دو سری لباس سایز صفر و یه کلاه بقیه رو آماده کردیم و البته یک سری وسیله مثل کریر کالسکه روروئک تاب آغوشی رو هم از وسایل خواهرت استفاده میکنیم با عرض پوزش .حسابی سرما خوردم و چون نمیتونم دارو استفاده کنم حالم خیلی بده .   ...
23 مهر 1391

مامانی نگران

سلام پرنسس مامان حالت خوبه گلم . دیروز رفتم دکتر بهم گفت با وجود دردها و انقباضهایی که دارم احتمال زایمان زودرس وجود داره و من خیلی نگرانم . مامانی سعی کن تو دل مامان بمونی گلم میدونم که جات تنگه و تاریکه  ولی به نفع هر دوتامونه که شما حداقل 2 ماه دیگه تو دل مامانی بمونی آخه خطر زیادی برای شما وجود داره اگه زود بیایی که من حتی دوست ندارم بهشون فکر کنم  بابایی هم با شنیدن این موضوع تمام شب رو تو فکر بود بهم نگفت ولی من از چهرش فهمیدم و براش ناراحتم که تمام وقتش رو با دلهره میگذرونه و میترسه برای من و شما اتفاقی بیفته . منم سعی میکنم تا جایی که ممکنه به توصیه های دکتر  عمل کنم  سعی میکنم اواخر این ماه بقیه وسایل مورد ن...
17 مهر 1391

24 هفتگی خانم گل

سلام خانم خانوما روز جهانی کودک مبارک ما وارد هفته از زندگی دونفرمون شدیم و 14 هفته دیگه به امید خدا باقی مونده سعی کن خوب تو دل مامانی رشد کنی تا بعد بدنیا اومدنت مشکلات کمتری داشته باشیم. مدرسه محدثه امروز جشن ورود به پیش دبستانی گرفته بود و ما تازه از جشن برگشتیم دارم شام آماده میکنم تا برم دکتر وضعیتمون رو چک کنه دوستت دارم گل دختر من ...
16 مهر 1391

سنجاقک

گاه یك سنجاقك به تو دل می بندد و تو هر روز سحر می نشینی لب حوض تا بیاید از راه از خم پیچك نیلوفرها روی موهای سرت بنشیند یا كه از قطره آب كف دستت بخورد گاه یك سنجاقك همه معنی یك زندگی است ...
12 مهر 1391